عصر رفتم یه مغازه خاورمیانه ای با دوستم شاوارما و فلافل خوردم. حیف شد که دوغ نداشتن.
بعدش هم رفتم سیف وی باقلوا بگیرم، به جاش یه گلدون گل رز قرمز گرفتم واسه اتاقم. اسمشم گذاشتم فخری خانم.
یه کیلو گیلاس گوشتی شیرین و خوشمزه هم خریدم.
ارده هم گرفتم حمص درست کنم.
تازگی ها کشف کردم رو این نون هندی ها (naan) پیتزا خیلی خوشمزه میشه. ازونا هم گرفتم با چند تا خرت و پرت دیگه.
*
از پنجشنبه بیکارم و کار مفیدی انجام ندادم. امروز عصر به یکی از دوستام یه اس ام اس شاکی فرستادم تو این مایه ها که انقدر اخیرا باهات دردودل کردم فراموشت شده من چه آدم مستقلی هستم... و بهش یادآوری کردم که چه آدم مستقلی تشریف دارم. بیشتر به خودم یادآوری شد. برگشتم خونه و طی یک حرکت انتحاری 6 صفحه توضیح برای اتیکز اپلیکیشنم نوشتم. :)
*
الانم نشستم دارم گیلاس میخورم و دو انگشتی پست میذارم واستون (بقیه انگشت ها گیلاسی هستن!) بعدشم قراره برم مقاله بخونم برای پروپوزال پروژه بعدی.
*
اینم عکس فخری خانم، گوشه دیوان حافظم، جعبه دستمال کاغذی، لیوان شبرنگ ها، کله چراغ رومیزی، یک چهارم سیم شارژر و یک پنجم لپتاپم:

برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور