استانبول شهر پر از رنگی بود بود که زمینش کج بود و چایش تلخ بود و مردمش با سگ ها و گربه ها و کبوترها بسیار مهربان بودند.
*
پرسید تورسیتی؟
گفتم از چهره م فهمیدی؟
گفت نه شبیه زیباروهای خودمونی.
(
)
گفتم پس از کجا حدس زدی؟
گفت چون همه کاپشن دارن و با تعجب به تو زل زدن.
*

برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور