بارون میباره و صداش دلمو آروم میکنه.
خیلی روز خوبی نداشتم.
وسط روز کلی خوابیدم.
حس میکنم استادمو ناراحت کردم.
بخاطرش تاریخ برگشت بلیطمو کشیدم جلوتر...
کارهای فردامو انجام ندادم هنوز و خسته م.
آش رشته درست کردم برای اولین بار تو زندگیم. خیلی وقت گرفت ولی خوشمزه شد.
صدای چک چک بارون رو لبه ی پنجره...
فخری خانم هم دلش گرفته امشب.
صدای بارون...
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور