مرسی از پیام ها و محبت های ناشناستون.
پستشو حذف کردم.
یکی تون خواسته بود در مورد سویشرت آبی بیشتر توضیح بدم. واقعا چیز مهمی نبود. شخصی بود که ابراز علاقه کرده بود و خیلی با من متفاوت بود. با این حال بر اساس برخورد های اولیه به نظرم جنتلمن میومد. اول تصمیم گرفتم که گارد نگیرم و طبق معمول اجازه ندم فوبیای تعهدم همه چیز و تخریب کنه. یکم زمان بدم بهش. برای همین بهش گفتم که الان آمادگی date رفتن و ندارم چون به اندازه کافی نمیشناسمش. ولی میتونیم دوستانه بریم بیرون و وقت بگذرونیم. یه شب هم که بیرون بودیم بارون بارید و سردم شد و سویشرت آبی شو با اصرار داد که بپوشم که درموردش یه جمله نوشتم تو وبلاگ.
بعد از چند روز هم به نظرم تفاوت هامون خیلی بزرگ و غیر قابل اغماض اومد و بهش گفتم که اهل معطل کردن آدمها نیستم و فکر نمیکنم هیچوقت اتفاقی بینمون بیفته، اونم قبول کرد. همین.
یه دوستی هم گفته بود شخصیت آماتوری دارم. آماتور یعنی غیر حرفه ای و ناشی بودن در یک مهارت خاص. شخصیت آماتور خیلی ترکیب معنی داری نیست چون شخصیت داشتن مهارت محسوب نمیشه. در کل متوجه انتقادت نشدم. اگه دوست داشتی بیشتر توضیح بده.
یه دوستی که گفته بود که همیشه چهره منو زشت تصور کرده چون اگه زشت نباشم too good to be true میشم. اولا که مرسی روزمو ساختی. دوما هم که سخت در اشتباهی، اون روی خودشیفته منو بالا نیار.

*
یه پست دیگه میذارم در مورد شنبه مینویسم. خوش گذشت.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور