خیلی تنبل شدم این چند روز. تقریبا هیچ کاری پیش نبردم. از روزهای اینطوری خوشم نمیاد.
*
بعد از شش ماه و نیم احساس میکنم دارم خودمو اینجا پیدا میکنم.
روزهای اول حس میکردم همه توانایی های اجتماعی مو از دست دادم. با غریبه ها نمیتونم سر صحبت و باز کنم. ولی حالا تو اتوبوس ها هم میشینم با نفر کنار دستی میتونم سر حرف و باز کنم. چند تایی دوست خوب دارم و انگار قطار زندگیم برگشته به ریلش. (قطار ما خیلی خفنه، از ریل خارج شه هم چپ نمیکنه، یخورده ویبره میره و کند میشه فقط.)
پ.ن: از حافظِ جان ممنونم که به تنهایی 30% عنوان های منو تامین میکنه.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور