سایز داز متر :-p
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 17:41
قدم های کوچیک، تصمیم های کوچیک، خوشی های کوچیک آر دی بِست! برنامه فردا رو روی کاغذ نوشتن ساعت اتوبوس فردا صبح و چک کردن یه ظرف کوچیک میوه برداشتن که قراره تا دیروقت بمونم یه جا نظر واقعی رو اعلام کردن فاصله گرفتن از آدمهای آزاردهنده پاک کردن یه اپلیکیشن وقت گیر کنار اومدن ایرادهای یه دوست یه فایل
گود لاک تو می
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 17:41
تصمیم گرفتم که استفعا بدم که وقت بیشتری برای ریسرچ داشته باشم. استادم گفت که به خاطر پیشرفت شگرف این مدت این شانس و دارم که برنامه مو تبدیل به phd کنم و فوق نگیرم. از شغلهای قبلی تو ایران به اندازه کافی سیوینگ دارم فک میکنم تصمیم عاقلانه ایه.
استادی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم
-
تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 20:40
ببین آخه چقد استاد ماهی دارم...این تابستون یه تعداد کارآموز داریم که خیلی سر و صدا میکنن تو آزمایشگاه و منم دیگه زیاد اینجا نمیمونم و با ته مونده حوصله م سر ظهر برمیگردم خونه.امروز رفتم بهش میگم که ببخشید دیروز گفتی کارم داری نبودم... یکم
داستان ساری
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 1:38
راست میگه دیگه. باید آسونتر گرفت بعضی وقتها... مگه چقد زنده ایم؟خیلی مقاومت کردم. بهش گفتم من شبیه یه آیس بِرگم که وقتی به زبون تو حرف میزنم تو فقط داری پنج درصدمو میبینی. بقیه ش زیر آبه.گفت خب یه شانسی بهم بده بقیه شم کشف کنم.بعدشم هشتاد بار سعی کرد
روز دلبر شاخ و دم دار
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 1:38
عجب روز خوبیه پسر! از پنج صبح بیدار شدم و کارهای مونده رو کردم. نگران بودم نرسونم سوپروایزرم دعوام کنه. یه ساندویچ تن ماهی درست کردم و با مامان اینا حرف زدم(روغنشو دور میریزم، با کرفس و خیارشور خرد شده و گردو و شوید و ادویه ایتال
روز خود را چگونه خواهید گذراند
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 1:38
بدینوسیله آهنگی که امروز قرار است شورش را در بیاورم را تقدیم می کنم:کیلینگ می سافتلی از فرنک عزیز دل سیناترا.دستورالعملشم اینطوریه که باید رایت کلیک کنید، گزینه لوپ و انتخاب کنید، بعد هدستتونو بذارید گوشتون پلی کنید و بقیه روزتونو اینطوری به انجام بر
گوشی دستته؟
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
زندگی نمیتونه همینقدر مسخره باشه. اصن مِیک سِنس نمیکنه اینجوری.باید یه روزی یه جایی... یکی باشه که تو رو بیشتر از خودش بخواد. مثلا یکی باشه بگه دردت به جونم حرفتو بزن. نگه سرم درد میکنه باشه برای بعد...یکی باشه بگه "تو" لبت بخنده
گئتمه اوزاکلارا
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
آماااااندیر... دوشمه سین قلبینه اغیار...این آهنگ و بشنوید و بذارید مستتون کنه و همه غم عالم و بریزه توی دلتون...
رنگ آبی ات کدام گوری مانده
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
روز سرد و گرم
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
ترمم بالاخره با موفقیت به پایان رسید. (با موفقیت به نظر من البته؛ نظر استادا فعلا مشخص نیست)امروز روز عجیبیه!سر صبح یه اسپرسوی خوشمزه خوردم، هوا هم عالی بود. تازه بارون بند اومده بود.بعد اومدم لب و پرزنتیشنم خوب نبود. :-؟بعد رفتم بیرون که با دوستام ب
یه ژان والژان چیه؟ همونم نداریم بیاد گوشه سطل آبمونو بگیره
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
تنهایی رفتم خرید و چیزی نزدیک 200 دلار خرید کردم. بعد متوجه شدم گوشیم خاموشه و نمیتونم زنگ بزنم به آژانس و مجبورم خریدهامو تنهایی برگردونم خونه.دقیقا نمیدونم چطوری ولی خودمو قانع کردم که اگه فقط شیر و آبمیوه رو برگردونم خیلی سبک میشه و میتونم ا
بخوانید و بفهمید راست میگوید
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
این نوشته رو بارها به فارسی و انگلیسی دیدم و عموما کاسه حوصله م کوچیکه، ولی امروز وقتی تو وبلاگ گندم دیدم دوباره خوندمش: [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
لالای لای لای لای
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
همچون یک کودک نمونه در مقطع ابتدایی در تمام درس های خود نمره کامل را گرفته، مایه سربلندی پدر و مادر و مایه سرافکندگی رفقا شده و در پوست خود نمیگنجم.
زندگی یک بیچ است
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
این روزها انقدر دلم میگیره که دیگه عادت شده. وقتی چیزی خوشحالم کنه عجیبه انگار. خدا میدونه چقد بدم میاد ازین همه حس منفی داشتن.احتمالا تابستون برنگردم و ایت بریکز مای هارت.دلم تغییر میخواد. آدمهای خوب... دلم دوست میخواد. عصرها خونه نبودن میخواد.
برای یک شاخه گندم
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
حرام منم
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 18:41
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود.
زمان خود واقعی آدمها را رو میکند
-
تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 12:13
یه حرف ساده تندیه لحن تند تو یه جمله کوتاهیه حرکت تند دست تو جمع...میتونه همه حس عید و خوشحالی رنگی رنگی فیک غریبانه تو ساک اوت کنه از روحت بیرون ...بار اولش نیست. فکر میکنه وقتشه بیرون کشید ازین عرصه (نیز) رخت خویش را... مثل یک گنجشک سرچه نه، مثل خروس لاری نجیب باشهامت که به خودش احترام قائل است ...
همه سبز سبزن ولی ریشه ندارن احتمالا
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 19:06
جشن سینت پتریکهیه گوشه دپارتمان برای خودشون حصار کشیدن و میرقصن و میشنگنحراست دانشگاه واستاده و همینطوری که داره قرش میریزه گواهی نامه ها رو چک میکنه و دستشون یه دستبند میبنده که یعنی سن قانونی الکل خوردن و رد کردنیاد حراستهای روانی مون افتادم
هفت سین ندارم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 6:42
این هفته برای خونه نبودن هفته خوبی نیست.
زردی من از تو، سرخی تو از چشمهای بابا
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 6:42
نشستم توی اتاقی که ذوق میکردم با پول خودم fu ish کردم زار می زنم.مهاجرت دقیقا همین پخ است.از سر صبح نرفتم دانشگاه که امروز چهارشنبه سوری است و دلم میخواهد با خانواده پرسروصدایم حرف بزنم.چند بار زنگ زدم به همه. به چند نفر پی ام دادم.به بابا اس ام اس دادم.آخرش دو تا پیام ویدیویی برای مامان